زمين شناسي نواحي شهری و روستايي شهرستان بانه
زمين شناسي نواحي روستايي :
ورقة آلوت (كه نواحي شمال و غرب شهرستان را دربردارد) به علت تكتونيك شديد و جابجاييها و رواندگيهاي فراوان كه درسراسر منطقه ديده ميشود، منطقهاي ناپايدار از لحاظ زمينشناسي محسوب ميشود. همچنين ازلحاظ ديرينه شناسي نيز،دراين ناحيه به لحاظ سستي خاك ورطوبت بسيار،آثار فسيلي قابل توجهي ازدوره هاي پيشين تاريخي وزمين شناسي يافت نميشود. اما مشخصات زمين شناسي شهرستان ازلحاظ جنس زمين،نوع خاك،توان و يا محدوديت زمين وخاك به اين صورت است:
ـ گسترش آهكهاي زيردوره «پرمين» بطورعمده درنواحي شمال شهربانه كه بطورمشخص دهستان شوي و روستاهاي واقع درآن: شوي، نژو، عمرشال، شرگه و سيوچ را دربردارد،وجود دارد.
همچنين درشرق شهربانه كه درمسير جادة بانه ـ سقز و حدفاصل روستاهاي: رشيدقلعه، دروله، نوده كهنه، مجسه،كانيناو و بلوه گسترش آهكها باظاهري ستيغساز ديده ميشوند.
ـ واحد «kph» كه ضخيمترين و گستردهترين لاية رسوبي مربوط به زيردورة كرتاسه است، همان روند چيره و غالب در منطقة بانه به شمار ميرود، كه درشمال روستاي آلوت دگرگوني لايههاي رسوبي به درجهاي بالاتر رسيده و به ميكاشيست تبديل شده است. دراين بخش كاني فلدسپات كه درنتيجة دگرگوني به صورت چشمي درآمده و به «سريسيت و كانيهاي رسي» تجزيه شده برديگر كانيها غلبه دارد.
ـ واحد kml يك بخش ستيغساز و دربيشترجاها بسيار مرتفع است،كه درحوالي روستاي آلوت وجود دارد. اين واحد از ديدگاه سنگشناختي از مرمر و آهك ركريستاله و به ندرت از شيست پديد آمده است و رنگ آن روشن است. همچنين درشمال غربي بانه درمنطقة آلوت تودههاي گرانيتي تيرهرنگي وجود دارند،كه اغلب توسط سنگهاي دگرگونهاي از نوع «هورن فلس، آندلوزيت و شيست» احاطه شدهاند. درجنوب غرب بانه نيز درحوالي روستاهاي «آرمرده و گرماب» تودههاي بزرگي از «گرانوديوريت» وجود دارد كه دانهدرشت بوده و «پرتيت، كوارتز و مسكويت» كانيهاي عمدة آنرا تشكيل ميدهند. درحوالي روستاي «مزرلان» تودهاي گرانيتي و درحوالي روستاي آلوت نيز رگههايي از طلا وجود دارد.
آتشفشان ائوسن جوانترين فعاليت آتشفشاني غيردگرگونه درمنطقة بانه است كه ازنواحي غربي و جنوب غربي بانه آغاز و تاسردشت امتداد مييابد. تنها رخنمون ازاين نوع در منتهياليه جنوب غرب آلوت معمولاً به رنگ هوازدة سبز تا خاكسري ديده ميشود.
زمينشناسي نواحي شهري:
ـ بانه : شهربانه برروي رسوبات (تراسهاي جوان) دوران چهارم زمينشناسي (كواترنري) واقع شده است. جنس زمينهاي اطراف شهر بانه را فيليت و ماسهسنگ تشكيل ميدهد. ازمشخصات بارز زمينشناسي شهربانه، وجود گسلهاي متعدد و فعالي است كه اطراف شهر را احاطه كردهاند.
الف ـ گسلي كه ازشمال شهربانه (انتهاي حمزهآباد) آغاز ميشود و تاروستاي «بردهرش» در دهستان نمشير امتداد مييابد. اين گسل به گسل بانه مشهور است.
ب ـ گسلي كه ازجنوب بانه شروع و باعبور از شرق بانه در روستاي رشيدقلعه به انتها ميرسد. بنابراين شهر بانه از دو سمت شرق و شمال داراي دوگسل عمده است،كه مخاطرات طبيعي شهر را مضاعف نموده است.
ـ بوئين : اين شهر درجنوب غرب بانه واقع شده است و برروي تراسهاي جوان دوران چهارم زمينشناسي قرار گرفته است. جنس زمينهاي اين ناحيه را فيليت و ماسهسنگ تشكيل ميدهد. از مشخصات بارز اين شهر گسلي است كه ازاين ناحيه عبور ميكند و به شرق شهربانه منتهي ميشود.
ــ كانيسور: شهر كانيسور بر روي زمينهاي زيردورة كرتاسه از دوره سوم زمينشناسي (مزوزوئيك) واقع شده است. جنس زمينهاي آن را فيليت و ماسهسنگ تشكيل ميدهد. درمجاورت شهر تراسهاي (زمينهاي مسطح و هموار) جوان مربوط به دوران چهارم زمينشناسي قرار گرفته است كه ناحيهاي نسبتاً وسيع را دربرميگيرد. اين شهر را هيچگونه مخاطرات طبيعي تهديد نميكند.
پهنه بندي خطر نسبي زمين لرزه
پهنه بندي با مقايسه دوري ونزديكي نقاط از سر چشمه هاي احتمالي لرزه زا ودر نظر گرفتن جنبش بخشي ازاين سر چشمه هاي لرزه زا به شش پهنه با خطر هاي زمين لرزه متفاوت تفكيك شده است اين پهنه ها را ،پهنه با خطر بسيار بالا ،پهنه با خطر بالا ، پهنه با خطر نسبتا بالا ، پهنه با خطر متوسط ،پهنه با خطر نسبتا پايين و پهنه با خطر پايين مي نامند. در نقشه پهنه بندي خطر نسبي زمين لرزه شهرستان هاي بانه و كامياران جزو پهنه با خطر نسبتا بالا هستند.در نقشه زون هاي هم شدت ايران نيز كه توسط بربريان تهيه شده اند بانه در پهنه با شدت IV بر اساس نقشه ريسك زلزله در ايران كه بر پايه مقياس شدت مركالي اصلاح شده تهيه گرديده (بربريان 1977) شهرهاي بانه و كامياران در پهنه خسارت هاي نسبتا بالا (شدت هايIII.II.I) وشهرهاي سقز ،ديواندره و سنندج در پهنه با خسارت كم (شدتVII) قرار گرفته اند.
منبع: www.baneh.gov.ir
زین پیش ، شاعران ثنا خوان که چشمشان بر سعد و نحس طالع و سیر ستاره بود ، بس نکته های نغز و سخن های پر نگار گفتند در ستایش این گنبد کبود اما زمین که بیش تر از هر چه در جهان شایسته و تکریم آدمی است گمنام و ناشناخته و بی سپاس ماند ...